گذر زمان
ساعت ۳:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٦  کلمات کلیدی:

2 سال از آخرین باری که نوشتم گذشت ... عمر مثل برق در گذره و  من الان مامان پسری هستم 8 ساله که هفته گذشته کلاس دومش تموم شده و 2 ماهه دیگه میره کلاس سوم  ... 

گهگاهی اومدم و وبلاگهاتون رو خوندم ولی کلی غرق روزمرگی ها شده بودم و نه وقت نوشتن بود و نه توانش .. این روزها اما دیگه درس و مشق رو به پایانه و کمی بیشتر میتونم بیام و نوشته های زیباتون رو بخونم .. 

راستش کلی مطلب هست که دوست دارم اینجا بنویسم  ولی این مستلزمه نوشتن پست پسورد داره که به دوستان وبلاگ نویس قدیمی داده میشه ..

ایام به کامتون لبخند


 
درس و درس و درس
ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۳٠  کلمات کلیدی:

هر چند وقت یکبار دلم هوای اینجا رو میکنه ولی مرتب کارهای مختلف  پیش میاد و از نوشتن باز میمونم...

خیلی همه چی پیچیده شده ...  مراقبت از اوضاع درسی اهورا که الان کلاس اوله و ترم اولش رو تموم کرده..اینجا از 3 ماه قبل کلاسها شروع شده.. و شروع درس و کلاس خودم و...


بالاخره پذیرش گرفتم و دانشجو شدم  ... و از ماه اپریل درس و مشقم شروع شد   و لی نیاز به ویزای تحقیقاتی داشتم و به این دلیل جهت تبدیل ویزای قبلی به  ویزای جدید به مجبور شدم 3 بار دهلی برم و تا الان 2 مرحله کامل شده و در مرحله آخر هست ..امیدوارم که به زودی صادر بشه ... 

 

دوره جدیدم 6 ماه کلاس داره که از می شروع شده اما من به دلیل نداشتن ویزا و رفت و آمدهام به دهلی 2 ماه دیرتر رفتم ( شهری که دانشگاهم هستش حدود 1500 کیلومتر تا اینجا فاصله داره )  البته بماند که استادم که دایرکتور دپارتمان هم هست کلی غرغر کرد تا من بالاخره اوایل جولای رفتم... و  تا رسیدم  من غر غر و سر گرفتم (تنها رفته بودم ) که  سخته اینجا بمونم و... خلاصه از اول که قبول کرده بود من تحقیقم رو همین حیدرآباد انجام بدم و هر چند ماه یکدفه برم واسه سمینار و.. ولی حضورم واسه کلاسها اجباری بود از طرفی 2 ماه دیر رفته بودم..از طرفی هم خیلی سخت بود اونجا تو یک شهر کوچیک که دانشگاه خارج از اون بود امکانات کم ...خلاصه که غر غرام جواب داد و کلاسها رو فشرده کرد و به جای هفته ای 2 جلسه 10 حلسه برگزار کرد و 1 ماهه تموم شد ..ولی به سختی ...  یک سمینار هم دادیم و 1 ماه دیگه سمینار بعدی و 4 تا امتحان داریم.. که مشغول اونام.. .. اهورا هم که واسه خودش یه دکتراست.. از صبح ساعت 7:30 میره با اتوبوس مدرسه و ساعت 3:45 بر میگرده ... کلی خسته ..تازه باید درس و مشقش رو رسیدگی کنم .. مرتب هم پروژه وغیره ..از مادر و پدرها هم کار میکشنداز خود راضی ..

ولی پیشرفتش خوب بوده قلب.. مدرسه هم خیلی عالیهمژه .. کلاسهای ورزش (اهورا تنیس رو انتخاب کرده) ..رقص .یوگا. فرانسه .موزیک و... دارند و همه واسش کلی جذابند ... 

 

هوا اینجا خیلی خوبه این روزها خنک و بارونی .. برعکس اون 1 ماهی که من رفته بودم واسه کلاس خیلی هوای اونجا گرم و شرجی و آقتابی  و بارونی بود ... کلی آفتاب سوخته شدم ..هوای عجیبی بود تا حالا  تجربه ش نکرده بودم..آخ

ایام به کام همگی قلب


 
من برگشتم
ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٧  کلمات کلیدی:

نوروز همــــــــــــــگی پیروز قلب ..امــــــــــیدوارم سالی سرشار از خوشی و سلامتی داشته باشید همگی :)  لبخند 

امسال عید که ما ایران نرفتیم و اینجاییم یک سفره هفت سین ساده چیدیم و سال جدید رو شروع کردیم... روز اول عید هم با تعدادی ا دوستان رفتیم رستوران واسه ناهار خیلی خوش گذشتو 2 روز اول عید به دید و بازدید  گذشت و 2 باری هم رفتیم با یک زوج جوان از دوستهای قدیمی بیرون و بعدش زندگی روال عادی پیدا کرد ..

بعد از مدت زیادی گفتم یه سر و سامانی بدم به اینجا... دلم واسه اینجا و شما ها کلی تنگ شده بود..هر چند خیلی گرفتار بودم و فرصت نمیشد بیام اینجا...

 

درسم که تموم شد مشغول نوشتن پروپزال واسه مقطع بعدی شدم و پیدا کردن دانشگاهی که بشه ازش پذیرش گرفت در نتیجه فرصت سر خاروندن هم نداشتم...  ولی تا 4 روز دیگه  قراره خبر نهایی پذیرشم رو بگیرم  و منتظر هستم از این بلاتکلیفی بیام بیرون..

اهورا هم روزهای آخر دوره UKG رو میگذرونه و حسابی آقا شده...

 

یه مسله ای که الان بهش برخوردم اینه که وقتی رو لینک وبلاگ بعضی از دوستان کلیک میکنم یه وبلاگ نامربوط میاد جریان چیه؟؟؟!!!

ایام به کامتون قلب

 

 

 


 
هوووووووووووووووورا
ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٦  کلمات کلیدی:

سلام وصد سلام به دوست جونهای خودم... امیدوارم خوب و خوش و سلامت باشید همگی...

بعد از 6 ماه غیبت در دنیای وبلاگی  برگشتم....

سفر کلی خوش گذشت... درس و مشق هم تموم شد و مدارک اصلی رو از دانشگاه گرفتم ....

اهورا هم  کلی پیشرفت کرده...اعداد 0 تا 70 رو مینویسه... حروف کوچیک و بزرگ رو بلده و داره پیچی یاد میگیره....

کم کم به همتون سر میزنم..دلم واستون تنگ شده ...


 
سفر
ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٤  کلمات کلیدی:
 
سلاممممممممممم
ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٤  کلمات کلیدی:
 
سلام
ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢۱  کلمات کلیدی:

سلاااااااااااااااااااااااام ...ما خوب و سرحالیم......خیلی مرسی از کامنتها که تایید هم نکردم هنوز ...... به زودی میااااااام....دلم واستون تنگ شده ...گاهی اوقات بهتون سر زدم ...... تا آخر دسامبر سرگرم سمینار ترم 3 هستم بعدش مفصل خدمت میرسم.....

دوستهای خوبم دووووووووستتون داااااااااااااااااااااارمقلب قلب


 
 
ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٩  کلمات کلیدی:

 سلام و صد سلام انشالله که همگی خوب و سلامت باشید و توی این شبهای قدر ما رو فراموش نکنید...1 ساعت قبل امتحانها ی مید دوم تموم شد و  رفتیم به سوی سمینار و فاینال و آمتحان آزمایشگاه .... یعنی تو فاز سخت تر .... 10 روزه که گرفتار درس  و مشقم .. تا 30 سپتامبر که فاینال تموم میشه ... 

بچه های خارجی کلاس نامه نوشتیم واسه مسوول دانشجویی به دلیل اینکه 80 درصد خارجی های دانشگاه مسلمان هستند و این ماه هم رمضان امتحانها رو به تاخیر بندازند...فکر میکردیم این میره تو پروسه و آخرش قبول نمیکنند ولی همون روز گفت قبولهتعجب این نشون میده که مراسم های دینی رو خیلی باور دارند چشمک خدا رو شکرمژه

امشب افطار که نداریم باید یک فکری بکنم ...بریم بیرون یا... خداییش غذا درست کردن هم معضلیه ها عصبانی

ایام به کام ...قلب

 

 


 
← صفحه بعد